اين موجودات افسانه اي از كجا آمدند!
سنتور(Centauri)،چنتائورو،قَنطورُس:
این جانور از حیوانات افسانه ای اساطیر یونان باستان است.سنتور ها موجوداتی نیمه اسب،نیمه انسان هستند.یعنی سر و سینه شان به شکل انسان و بقیه اعضای بدنشان شبیه اسب است که تندخویی،بی قانونی و سرکش بودن از صفات مشخصه آنهاست.در کتاب کمدی الهی(اثر دانته)این جانوران را در منطقه اول طبقه هفتم جهنم،مأمور شکنجه انسانهایی هستند که گناهشان جنایت،ستمگری و راهزنی است.در افسانه های یونان،کیرونه درستکارترین و فهمیده ترین سنتور ها بود.او آموزگار و مربی آشیل و بسیاری از پهلوانان افسانه ای یونان بود.در مقابل او،نِس هم یک سنتور بدجنس بود که به دست هرکول کشته شد.سنتور یا قنطورس اسم یکی تز صورت های فلکی جنوبی هم است.
با وجود اینکه در افسانه های قدیمی سنتورها وجهه مثبتی ندارند اما در داستان های هری پاتر علاقمند کمک به هری هستند.
قُقنس،قُقنوس(Phoenix):
مرغی افسانه ای که منقاری سوراخ سوراخ دارد و از خودش صداهای عجیبی در می آورد.
عمر ققنوس هزار سال است که در روز آخر عمرش هیزم زیادی جمع می کند و بالای آن می نشیند و آن قدر بال می زند تا در اثر اصطکاک جرقه ای زده شود و هیزمها آتش بگیرند.وقتی ققنوس پیر در آتش سوخت سوخت یک ققنوس دیگر از مین خاکستر هایش متولد می شود.
اصلیت ققنوس مربوط به چین است.در چین این پرنده را می پرستیدند و نماد جنوب،تابستان،جنس ماده و عنصر منفی جهان یعنی یین بود.قدما اعتقاد داشتند ققنوس نشانه برکت است و هرجا که بنشیند،آنجا گنجی وجود دارد.در اساطیر ایرانی(مثل شاهنامه فردوسی)هم ققنوس وجود دارد و در مواقع حساس به یاری قهرمانان می آید؛درست مثل ققنوس پروفسور دامبلدور که یکی-دوبار به هری پاتر کمک کرد و او را از مرگ نجات داد.
گریفونه(Grifone):
بدن این جانور مونتاژی از اعضای بدن چند جانور است!تنش شبیه شیر،سر و بالش به شکل عقاب،پاها و یالش شبيه اسب و پوستي فلس مانند(شبيه ماهي)دارد. اين جانور از افسالنه هاي آشوريان و فنيقيان وارد اساطير يونان باستان شده است.گريفونه ميان اقوام سامي(قوم يهود)هم حضور دارد كه از آنجا وارد دنياي مسيحيت شده.در انجيل،گريفونه نماد يكي انجيلهاي چهار گانه است.
دانته در كتاب كمدي الهي-برزخ-گريفونه را نماد كليسا مي داند كه گردونه و چرخ دنياي مسيحيت را دنبال خودش مي كشد.در تورات هم حزقيل پيامبر از گريفونه نام برده است.
گريفونه در داستان هري پاتر جانوري است حساس و زودرنج كه با هري دوست مي شود و در نهايت به او و پدر خوانده اش(سيريوس بلك)كمك مي كند.
اژدها(Dragon):
اين موجود يكي از اساطير بين المللي است كه تقريبا در تمام فرهنگها و ملل،افسانه ها و داستانهاي زيادي درباره اژدها مي توان پيدا كرد.اما قديمي ترين و گسترده ترين افسانه هاي مربوط به اژدها را بايد در ميان چيني ها جستجو كرد.آنها اژدها را مار بسيار بزرگي تصور مي كردند كه داراي بال و پنجه هاي بزرگ بود و از دهان يا دماغش آتش بيرون مي زد.زماني در چين اژدها از خداياني بود كه برايش قرباني مي كردند و نماد شرق،باران،امپراتور و جنس نر بود.چيني ها اژدها را پنج گونه مي دانند:آسماني(پاسدار كاخ خدايان)،روح(فرمانرواي باران)،زميني(مايه پاكي رود و دريا)،پاسدار جنگها و نماد پادشاهي.در اساطير لروپا زيگفريد-از قهرمانان اساطيري آلمان-با كشتن تژدها رويين تن مي شود.در ادبيات ايران هم اژدها حضور دارد.در شاهنامه فردوسي رستم در خوان سوم از هفتخوان به جنگ اژدها مي رود:
ز دشت اندر آمد يكي اژدها كزو پيل گفتي نيابد رها
چگويم از آن اژدهاي دژم كه هشتاد گز بود از دم به دم
بر خلاف اساطير چين،در اساطير ايران اژدها مظهر پليدي و زشتكاري است و غير از رستم،گشتاسب هم به جنگ با اژدها مي رود.البته به نظر مي رسد كه اژدها از ادبيات چين وارد ادبيات ايران شده است.در اساطير اروپايي هم اژده خطري براي مردم محسوب مي شود.در قرون وسطي شواليه هاي از جان گذشته دربه در دنبال اژدها مي گشتند.هري پاتر براي تصاحب جام آتش با يك اژدها نبرد مي كند و تقريبا جان سالم بدر مي برد.































جدیدترین خبرهای جادوگری را اینجا بخوانید