اين موجودات افسانه اي از كجا آمدند!

در کتابهای هری پاتر که این روزها طرفداران زیادی را در سراسر جهان دارد و درباره جادو و جادوگری¬¬¬¬ است تعداد زیادی جانور عجیب الخلقه وجود دارد که هری پاتر با آن ها روبرو می شود.بیشتر این جانوران ساخته ذهن نویسنده این داستانها نیستند و تاریخچه ای بسیار طولانی تر از کتابهای هری پاتر دارند و در واقع از افسانه ها و اساطیر ملل مختلف وارد این داستانها شده اند.در این مطلب شما را با بعضی از این موجودات عجیب و تاریخچه حضور آن در افسانه ها و ادبیات ملتهای مختلف،آشنا می کنیم:
سنتور(Centauri)،چنتائورو،قَنطورُس:
این جانور از حیوانات افسانه ای اساطیر یونان باستان است.سنتور ها موجوداتی نیمه اسب،نیمه انسان هستند.یعنی سر و سینه شان به شکل انسان و بقیه اعضای بدنشان شبیه اسب است که تندخویی،بی قانونی و سرکش بودن از صفات مشخصه آنهاست.در کتاب کمدی الهی(اثر دانته)این جانوران را در منطقه اول طبقه هفتم جهنم،مأمور شکنجه انسانهایی هستند که گناهشان جنایت،ستمگری و راهزنی است.در افسانه های یونان،کیرونه درستکارترین و فهمیده ترین سنتور ها بود.او آموزگار و مربی آشیل و بسیاری از پهلوانان افسانه ای یونان بود.در مقابل او،نِس هم یک سنتور بدجنس بود که به دست هرکول کشته شد.سنتور یا قنطورس اسم یکی تز صورت های فلکی جنوبی هم است.
با وجود اینکه در افسانه های قدیمی سنتورها وجهه مثبتی ندارند اما در داستان های هری پاتر علاقمند کمک به هری هستند.
قُقنس،قُقنوس(Phoenix):
مرغی افسانه ای که منقاری سوراخ سوراخ دارد و از خودش صداهای عجیبی در می آورد.
عمر ققنوس هزار سال است که در روز آخر عمرش هیزم زیادی جمع می کند و بالای آن می نشیند و آن قدر بال می زند تا در اثر اصطکاک جرقه ای زده شود و هیزمها آتش بگیرند.وقتی ققنوس پیر در آتش سوخت سوخت یک ققنوس دیگر از مین خاکستر هایش متولد می شود.
اصلیت ققنوس مربوط به چین است.در چین این پرنده را می پرستیدند و نماد جنوب،تابستان،جنس ماده و عنصر منفی جهان یعنی یین بود.قدما اعتقاد داشتند ققنوس نشانه برکت است و هرجا که بنشیند،آنجا گنجی وجود دارد.در اساطیر ایرانی(مثل شاهنامه فردوسی)هم ققنوس وجود دارد و در مواقع حساس به یاری قهرمانان می آید؛درست مثل ققنوس پروفسور دامبلدور که یکی-دوبار به هری پاتر کمک کرد و او را از مرگ نجات داد.
گریفونه(Grifone):
بدن این جانور مونتاژی از اعضای بدن چند جانور است!تنش شبیه شیر،سر و بالش به شکل عقاب،پاها و یالش شبيه اسب و پوستي فلس مانند(شبيه ماهي)دارد. اين جانور از افسالنه هاي آشوريان و فنيقيان وارد اساطير يونان باستان شده است.گريفونه ميان اقوام سامي(قوم يهود)هم حضور دارد كه از آنجا وارد دنياي مسيحيت شده.در انجيل،گريفونه نماد يكي انجيلهاي چهار گانه است.
دانته در كتاب كمدي الهي-برزخ-گريفونه را نماد كليسا مي داند كه گردونه و چرخ دنياي مسيحيت را دنبال خودش مي كشد.در تورات هم حزقيل پيامبر از گريفونه نام برده است.
گريفونه در داستان هري پاتر جانوري است حساس و زودرنج كه با هري دوست مي شود و در نهايت به او و پدر خوانده اش(سيريوس بلك)كمك مي كند.
اژدها(Dragon):
اين موجود يكي از اساطير بين المللي است كه تقريبا در تمام فرهنگها و ملل،افسانه ها و داستانهاي زيادي درباره اژدها مي توان پيدا كرد.اما قديمي ترين و گسترده ترين افسانه هاي مربوط به اژدها را بايد در ميان چيني ها جستجو كرد.آنها اژدها را مار بسيار بزرگي تصور مي كردند كه داراي بال و پنجه هاي بزرگ بود و از دهان يا دماغش آتش بيرون مي زد.زماني در چين اژدها از خداياني بود كه برايش قرباني مي كردند و نماد شرق،باران،امپراتور و جنس نر بود.چيني ها اژدها را پنج گونه مي دانند:آسماني(پاسدار كاخ خدايان)،روح(فرمانرواي باران)،زميني(مايه پاكي رود و دريا)،پاسدار جنگها و نماد پادشاهي.در اساطير لروپا زيگفريد-از قهرمانان اساطيري آلمان-با كشتن تژدها رويين تن مي شود.در ادبيات ايران هم اژدها حضور دارد.در شاهنامه فردوسي رستم در خوان سوم از هفتخوان به جنگ اژدها مي رود:
ز دشت اندر آمد يكي اژدها كزو پيل گفتي نيابد رها
چگويم از آن اژدهاي دژم كه هشتاد گز بود از دم به دم
بر خلاف اساطير چين،در اساطير ايران اژدها مظهر پليدي و زشتكاري است و غير از رستم،گشتاسب هم به جنگ با اژدها مي رود.البته به نظر مي رسد كه اژدها از ادبيات چين وارد ادبيات ايران شده است.در اساطير اروپايي هم اژده خطري براي مردم محسوب مي شود.در قرون وسطي شواليه هاي از جان گذشته دربه در دنبال اژدها مي گشتند.هري پاتر براي تصاحب جام آتش با يك اژدها نبرد مي كند و تقريبا جان سالم بدر مي برد.

اخبار هري پاتري

فيلم پنجم هم اكران شد
فيلمبرداري پنجمين قسمت از فيلمهاي هري پاتر با عنوان محفل ققنوس به پايان رسيد.كارگردان اين فيلم ديويد پيتز انگليسي است.در اين فيلم هري كه در كلاس پنجم درس مي خواند درمي بابد كه اعضاي مدرسه قصد دارند بازگشت لرد ولدمورت را ناديده بگيرند و همه چيز را انكار كنند.
صف طولاني
هزاران دختر انگليسي و ايرلندي سيزده تا شانزده ساله،در هواي سرد لندن و در مقابل سالن مركزي وست مينيستر صف بستند تا بتوانند در نقش لونا لاگود در فيلم هري پاتر و محفل ققنوس بازي كنند.اين فيلم كه تابستان امسال به نمايش در آمد و دختر خوش سانسي كه براي بازي در نقش لونا پذيرفته شده،به جمع ثابت بازيگران مجموعه فيلمهاي هري پاتر پيوست. 
كمك خالق هري پاتر به بچه ها
جي.كي.رولينگ نويسنده كتابهاي هري پاتر براي كمك به كودكان محروم به روماني مي رود.در اين سفر كه در قالب يك گروه از افراد نيكوكار انجام مي شود،رولينگ به همراه ناديا كومانسي((ژيمناستيك كار مشهور رومانيايي)ضيافت ناهاري برگزار مي كند.او در اين ضيافت نسخه هايي از آخرين كتاب هري پاتر امضا مي كند و آنها را به حراج مي گذارد.
دزد كتاب در دام
يك مأمور محافظ انگليسي درست وقتي داشت با يك اسلحه قلابي يك روزنامه نگار را تهديد مي كرد،دستگير شد.اين آقاي بيست ساله مي خواست آخرين نسخه كتاب هري پاتر را به روزنامه نگار بفروشد كه بينشان اختلاف افتاد.او چند ماه قبل دو كپي از اولين نسخه هري پاتر و شاهزاده دورگه را پيش از پخش آن دزديده بود.
هري پاتر در جشن تولد ملكه
قرار است جي.كي.رولينگ و دانيل رادكليف در جشن هشتاد سالگي ملكه انگلستان در قصر باكينگهام شركت كنند.اين مراسم به طور غير مستقيم از شبكه هاي تلويزيون انگليس پخش مي شود.
مطالعه واقعاً خوب است!
پزشكان يك بيمارستان در آكسفور انگلستان به اين نتيجه رسيده اند كه مطالعه، بچه ها را از انجام كارهاي خطرناك بازمي دارد و از صدمات جسمي آنها مي كاهد. آنها با بررسي تعداد بچه هايي كه در تعطيلات آخر هفته دچار صدمات جسمي مي شوند،متوجه شدند در تعطيلات آخر هفته اي كه كتاب جديد هري پاتر منتشر شد،تعداد مصدومان نصف شده بود!البته مطالعه بيش از اندازه باعث چاقي،عدم رشد ماهيچه هاي قلبي و نرمي استخوان مي شود.
جي.كي.رولينگ كاغذ باران شد!
جی.کی.رولینگ اکنون کاغذباران شده است! این نویسنده ی ساکن ادینبورگ اسکاتلند که داستان هایش را ابتدا به صورت دست نویس می نویسد، چندی پیش در وبلاگش اعلام کرد که هنگام نوشتن آخرین و هفتمین هری پاتر کاغذ کم آورده است.خوانندگان آثارش هم ظاهرا با او همدردی کردند.این بار در وبلاگش نوشت:«کاش از خدا چیز دیگه ای خواسته بودم....اکنون کاغذباران شده ام! برخی از شما فقط چند تا کاغذ برایم فرستاده اید، اما برخی دیگرتان یک دفترچه برایم پست کرده اید!یک تاجر کاغذ هم دسته ای کاغذ برایم فرستاده که روی آن به صورت برجسته حک شده جی.کی.رولینگ....خیلی از شما متشکرم. برخی تان هم به جای فرستادن کاغذ نوشته اید که دقیقا از کجای ادینبورگ می توانم کاغذ بخرم و برخی نقشه های آنجاها را برایم فرستاده اید.به هر حال من حالا به اندازه ی کافی برای نوشتن کتاب هفتم کاغذ دارم و هیچ بهانه ای هم ندارم.»
و اين اخبار كه سلسه وار مي خوانيد ممكن است كمي تاريخ مصرف گذشته باشد ولي خواندش ضرر ندارد:
 جی کی رولینگ در لیست نظر سنجی مجله ی تایم جزو 100 شخصیت پر قدرت و با نفوذ قرار گرفت. هر هفته بازدید کنندگان میتوانند در یک نظر سنجی با موضوعی مختلف شرکت کنند، که این هفته در مورد بازیگران و افرادی که به نحوی در سرگرمی مردم نقش دارند برگزار شد. جي.كي.رولينگ در این لیست بالاتر از افرادی مثل«جرج کلونی»(بازیگر آمریکایی که برای بازی در مجموعه هایی مثل بتمن و رابین شهرت زیادی کسب کرد) و«جان استوارت»(کمدین) قرار گرفت.
 قرار بود روپرت گرینت به همراه جیمز و اولیور فیلپس که در فیلم های هری پاتر نقش دو قلو های ویزلی را بازی می کنند در 19 آوریل در برنامه تلویزیونی "جو ویلی" حضور پیدا کنند. این مصاحبه حدود ساعت 10 صبح تا 12:45 شب در رادیوی BBC 1 در بریتانیا پخش می شود. بخشی از این گفتگو را در زیر میخوانیم:
این مصاحبه تا حدودی حاوی مطالب و اطلاعات ارزنده و مفیدی بود. فهمیدیم روپرت داره از سر صحنه ی فیلم برداری دفتر آمبریج با جوخه ی بازرسی می آید، اقلا با گفتن این حرف فهمیدیم که فیلم نامه نویس دیگر این جای داستان رو حذف نکرده!ولی جدا از این حرفها، وقتی پرسیده شد که یک کلمه برای توضیح بازیگرایی که باهاشون بازی میکنید بگین، گفتن که به نظرشون دنيل بیش از حد فعالیت میکنه، گری الدمن خیلی باحاله، و اما هم کلا خیلی با شخصیتی که بازی میکنه فرق داره.و جو ویلی گفت:«اینها که گفتید از یک کلمه بیشتر شد...»
 وارنر براز دیروز اعلام کرد که نسخه ی دیجیتالی(IMAX)فیلم هری پاتر به طور باونکردنی توانست 20،033،758 دلار در نمایش بین المللی خود فروش کند.
 «دن فلمن»، رئیس بخش توزیع محصولات خانگی استودیو وانر براز، توضیح داد:«از فروش بی سابقه و باورنکردنی هری پاتر و محفل ققنوس نسخه دیجیتالی خیلی هیجان زده شده ایم. نسخه های دیجیتالی باعث می شود که شور و هیجان فیلم های هری پاتر دو چندان بشود و لذت بیشتری را برای بیننده فراهم می کند و باعث موفقیت هر چه بیشتر این مجموعه می شود»
 «نیکلاس هوپر»، یکی از افراد برجسته در زمینه ی آهنگسازی در بریتانیا، برای آهنگسازی فیلم هری پاتر و محفل ققنوس انتخاب شد. در سال 2004، وی برنده ی جایزه ای در BAFTA برای آهنگسازی فیلم ملاقات کننده های جوان شد و همچنین چندین بار برای جوایز معتبر و برجسته نامزد شده بود.
 اما سایت IMDB نام «داریو ماریانلی» را به عنوان آهنگساز محفل ققنوس نوشته است. تا زمانی که این خبر توسط وارنر تایید نشده در حالت شایعه باقی می ماند. از کارهای ماریانلی میتوان آهنگسازی برای فیلم هایی همچون«د مثل دشمنی»و«پیروزی و شکست»را نام برد.
 امروز شبکه ی دیزنی که تنها در ایالات متحده قابل دریافت است، اولین فیلم از مجموعه ی هری پاتر را پخش کرد. همه ی ما میدانیم که دنیل واقعا دوست ندارد که خودش را در این فیلم ببیند... برای اینکه صداش خیلی نازک بوده !!

..خبر فوق العاده مهم...

همه توجه کنید، خبر فوق العاده مهمی دیشب منتشر شده است و اشاره دارد به این که جی.کی.رولینگ برای امور خیریه در ماه جوون کتابچه ای نوشته است. دیشب MSNBC گزارش کرد که این کتابچه در حقیقت پیش درآمدی 800 کلمه ای از هری پاتر است. اطلاعات دیگری که در این زمینه آمده این است که…

“رولینگ از تمام قدرت خود استفاده کرده تا پیش در آمدی بر حماسه هفت جلدی هری پاتر خود بنویسد.”
این گزارش در ادامه نوشته است: “مسئولین امر از ارائه اطلاعات و توضیحات بیشتر درمورد این پیش درآمد هری پاتر رولینگ خودداری کرده اند، اما طرفداران هاگوارتز امیدوارند تا کتاب جدیدی را به مجموعه ی هری پاتر خود بیافزایند.”

البته گفته می شود این پیش درآمد مربوط به جادوگران افسانه ای مثل جیمز پدر و دوستش سیریوس بلک در دوران جوانی شان است.

رولینگ پیش از این گفته بود که قصد ندارد هیچ رمان هری پاتری دیگری بنویسد، اما در ماه دسامبر یک مجموعه داستان های افسانه ای دست نویس خود را که مربوط به هری پاتر بود را با طراحی های خودش نزدیک به چهار میلیون دلار در حراجی به فروش رساند. تمام این پول صرف امور کودکان نیازمند شد. موسسه خیریه ای که خود رولینگ در سال 2005 آن را بنیان نهاد.

توجه داشته باشید که این کتابچه هم بخشی از برنامه خیریه ای است که در کتاب فروشی واترستون لندن در 21 خرداد ماه برگزار می شود. این کتابچه همزمان با آثار 12 نویسنده دیگر که در این برنامه خیریه حضور پیدا کرده اند، در ماه آگوست عرضه خواهد شد. تمام عواید فروش این سیزده اثر به موسسه های خیریه English PEN و Dyslexia Action خواهد رسید.
روز 22 خرداد این آثار به همراه پیش در آمد جدید هری پاتر از جی.کی.رولینگ به صورت آنلاین منتشر می شود.

بله! این کتاب بصورت آنلاین منتشر می شود و هر کسی بدون پرداخت پول می تواند آن را مطالعه کند ولی با این حال در حراجی هم برای فروش خیریه، فروخته خواهد شد. این کتاب بر روی برگه های A5 بصورت پشت و رو نوشته شده و توسط خود نویسنده هم امضا شده است.

رولینگ گفته است که نخواسته داستان کامل دیگری از هری پاتر بنویسد و این فقط یک داستان کوتاه است. خط آخر این داستان اینگونه تمام می شود: “روی پیش در آمد کار نکرده بودم - ولی جالب شد!”

همان طور که گفته شد متن اصلی داستان لو نرفته است ولی کسانی که آن را پیش از این مطالعه کرده اند، گفته اند که نامی از هری برده نشده ولی یک کاراکتر پلیس هم در آن حضور دارد!

روزنامه تلگراف به نقل از مسئول کتاب فروشی واتراستون نوشت: “اتفاق باورنکردنی است. لازم نیست طرفداران برای پیش در آمد فریاد انتظار بکشند ولی از فردای حراجی، رونوشتی دیگر از داستان به نمایش گذاشته می شود که تا پیش از این، ازش اطلاع نداشتیم.”

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما دوستان عزیز و گرامی.بعد از گذشت یک هفته از انتشار فیلم بالاخره پوستر جدیدی که به شخصیت های اصلی خود فیلم اختصاص دارد منتشر شد.البته این پوستر ها هنوز با کیفییت و فورم اصلی منتشر نشده و عکاسان از روی خود سنماهایی که فیلم را اکران کرده بودند.، برداشته اند به محض امدن پوستر ها با کیفیت و اندازه ی اصلی در وب قرار میگیرد.منتظر مطالب جدید از این دفتر روزنامه باشید.






سلام به شما دوستان عزیز.در این مطلب با خبری مهم و جدید در خدمت شما هستیم.چند روز پیش بالخره نتیجه ی پرونده ی ادعای سرقت ادبی خانم رولینگ در کتاب هری پاتر و جام اتش از روی یکی از کتابههای دیگر نویسندها که موضوع ان کتاب نیز مربوط به جادو بود معلئوم شد و همه ی اتهامات از طرف قاضی این پرونده رد شد.شما عزیزان میتوانید مطلب کامل مربوط به این خبر را در ادامه مطلب  مشاهده کنید.

ادامه نوشته

سلام دوستان.امروز با ی امار جدید از فیلم هریپ اتر و یادگاران مرگ بخشدو که هنوز در سینما های معتبر جهان در حال پخش است رو براتون اماده کردیم.در طی این چند روز،امار فروش افزایش بسیاری داشته است. تا اینکه امروز بعد از گذشت دو هفته از اکران فیلم فروش بلیط ها به یک بیلیون دلار رسید و این واقعا باور نکردنی است.واین فیلم توانست رکورد بسیار ارزش مندی  که مربوط به فروش فیلم ها و انیمیشن های سر شناش هانند اواتار.داستان اسباب بازی 3 ،ارباب حلقه ها بود بپیوندد. واین است پایان هری پاتر.منتظر مطالب جدید دیگر باشید.

با دنیل رادکلیف یه مصاحبه کردن

× همه ی کتابای هری پاتر رو خوندی؟
دنیل: بله خوندم. بار اول خیلی خوشم اومد و دوباره خوندم. من کتاب سوم، چهارم و پنجم رو دو بار خوندم.

× کتابی بود که بیشتر از بقیه دوستش داشته باشی؟
دنیل: من واقعا کتاب پنجم رو دوست دارم، ولی در حقیقت کتاب مورد علاقه ی من کتاب سومه.

× به غیر از هری، کدوم یکی از شخصیت ها رو بیشتر دوست داری؟
دنیل: من عاشق سیریوس(بلک) و (ریموس)لوپین هستم.

× چرا؟
دنیل: خوب این خیلی مختص به نقشهاشون نیست، من عاشق رابطه اشون با هری هستم. هر دوی اونا فوق العاده برای هری مهم هستن. فکر کنم وابستگی اونا با هری تاثیر خیلی زیادی روی شخصیت هری گذاشته، چون هر دوشون یه جورایی به پدر هری مرتبط هستن.

× در جام آتش کدوم جنبه ی جدید از شخصیت هری رو می بینیم؟
دنیل: خوب، کمی پیش از این شما دیدید که هری یه ذره در اجرای افکار و نقشه هاش شکست خورد چون دیگه هیچ کنترلی روی زندگی خودش نداشت. به هر حال خیلی از مردم در زمان نوجوانی کنترلی روی زندگیشون ندارن، اما در این مورد بخصوص، هری نه تنها هیچ کنترلی روی زندگی خودش نداره، بلکه افرادی هستن که سعی دارن اون رو بکشن، که خودش باعث استرس مضاعف میشه. نتیجه ی از دست دادن کنترلش هم بوجود اومدن دشمن های بیشتر هستش.

× از ابتدایی که بازی در هری پاتر رو شروع کردی بطور آشکاری از خیلی جهات تغییر کردی. جدای تغییرات جسمی و بزرگ شدن، فکر میکنی بزرگترین تغییر شخصیتیت چی بوده؟
دنیل: سوال خیلی خوبی بود، خیلی احساس خارق العاده ایه، ولی فکر کنم من همون مسیری رو طی میکنم که نوجوون های دیگه هم ازش میگذرن، هیچ چیز خارج از عادتی در مورد من وجود نداره. خیلی از مردم انتظار دارن من چیزای غیر عادی بگم، چون بازیگرم، اما خودم شخصاً فکر میکنم واقعاً تفاوتی وجود نداره.

× وقتی فیلم بازی نمیکنی به طور منظم به مدرسه میری؟
دنیل: بله.

× هم کلاسیهات بطور باور نکردنی از شما که بازیگری حمایت میکنن. وقتی به مدرسه برمیگردی معمولاً چه چیزایی ازت می پرسن؟
دنیل: همه ازم حمایت نمیکنن. اشتباه نکنین. اونایی که ازم حمایت میکنن آدمای مهربونی هستن، اونا حمایت خودشون رو با سوالهای بی شماری که می پرسن نشون میدن که واقعاً منو ذوق زده میکنه. چون بیشتر پاسخها اینجوریه:«خوب، من فقط برگشتم» . بعضیاشون خیلی علاقمند هستن. من پسری رو دیدم که واقعاً دلش میخواست بازیگر بشه. اما بیشتر کسانی که دورم جمع میشن زیاد سوال نمیکنن. فکر نکنم واسه خیلیهاشون زیاد مهم باشه. گذشته از این، حدس میزنم خیلی از مردم برای این سوال نمیکنن که بگن خونسرد هستن و بیشتر میگن« کی؟ هری کیه؟» گمون کنم راه حل خوبی باشه که اشتیاقشون رو پنهان کنن.

× و کسانی که حمایت نمیکنن... اونا چطوری این موضوع رو نشون میدن؟
دنیل: فقط با اظهار نظرات احمقانه، مثل« دسته جاروت کجاست؟ » . خوب این جور چیزا هست، هیچ تمایلی ندارم به این نظرات مسخره و بی مزه توجه کنم، همه ی این حرفها بطرز وحشتناکی احمقانه هستن که فقط شما رو ناراحت میکنن.

× چرا از جام آتش بیشتر لذت بردی؟ صحنه یا جمله ای بود که خیلی بهش علاقه داشته باشی؟
دنیل: من عاشق صحنه ی قبرستان هستم. اعتراف میکنم که نسخه ی نهایی رو هنوز ندیدم، ولی با توجه به اون چیزایی که در فیلمنامه خوندم و صحنه هایی که گرفتیم، خیلی خیلی خوبه. من کار کردن با مایک(نیوئل- بچه به کارگردان هم احترام نمیذاره، دوره ی آخرالزمونه والله- دوشیزه اونیس مک براید) رو خیلی دوست داشتم و از این گذشته دوست داشتم بتونم بازیه رالف فینس (لردولدمورت) رو ببینم. واقعا قشنگ بود، بازگشت ولدمورت بصورت خلاصه و فشرده فیلمبرداری شد و کامل هم نشون داده نشد. میدونم که باید خیلی وحشت زده بنظر میرسیدم، چون اون در حقیقت یه شیطان به تمام معنی بود و من نمیدونستم بازی با یه شیطان تمام عیار رو از کجا باید شروع کنم، آخه من زیادی نازم!!( نفهمیدم منظورش چیه- یکم نامفهمومه -دوشیزه اونیس مک براید) هر چند من نمی تونستم خودمو قانع کنم که رالف یه شیطانه--- دلیل خاصی هم نداشت--- اون خیلی شیرین و ناز بنظر میرسید. من واقعا از تماشا کردنش لذت بردم، و در تمام مدتی که تمرین میکردیم لذت بردم و خوشحال بودم.

× اگه میتونستی از یه پورت کیز(رمزتاز) برای رفتن به هرجایی استفاده کنی، دلت میخواست کجا بری؟
دنیل: جایی از کره زمین که هیچ کس تا حالا نرفته باشه. من دوست دارم همینجا بمونم. فکر نکنم بدونم اونجایی که میخوام برم کجاست.

× خوب، فقط یه رمزتاز میتونه اونجا رو پیدا کنه!

بازی 5 هری پاتر،شايعه يا حقيقت؟

پس از يه ۱۲ روزي به خبر پيدا كردم.

ممكنه شما هم بازي ۵ هري پاتر رو خريده باشيد!

بر اساس گزارش سايت بازي دات كام، تازه در آخرين روز سال گذشته ميلادي اعلام به پايان  رسيدن مراحل ساخت اين بازي منتشر شده است.

البته اصلي ترين و باكيفيت ترين نسخه در ۳ روز پس از ساخت بازي اصلي ساخته شد!

راستيه نظر سنجي به روز شد!

يه مسابقه است.

به برنده لقب "مار زبان داده" مي شود.

محفل ققنوس برنده نه جايزه سترن شد!(از شبكه ديوانه ساز...)

راستي من دارم كتاب ها رو دوره مي كنم!

دن رادکلیف واقعا تهدید به مرگ شده؟!

سلام.

در مورد این که:رادکلیف تهدید به مرگ شده،من ميگم كه شده!

شايدم نشده باشه ولي معلومه كه خيلي ها مي خواستن در نقش هري پاتر بازي كنن اما دن نقشش رو گرفت!

شایعه در مورد هری پاتر

خبر اول اینکه خانم رولینگ یک کتاب ۸۰۰ کلمه ای راجع به هری پاتر نوشته که دقیقا" نمی دونم راجع به چیه و اون رو توی اینترنت گذاشته که این کتاب رکورد بیننده رو شکسته.۷۰۰۰۰ (هفتاد هزار)بیننده در ۲۰ ساعت.خانم رولینگ این کتاب را هفته ی پیش فروخت به قیمت بیست و پنج هزار یورو یا چهل و هشت هزارو هشت صد وپنجاه و پنج دلار.سایت یو تاک مارکتینگ این خبر را اعلام کرد.

در ضمن همین الان فهمیدم که خبر مجری شدن اما واتسون شایعه است

ضر المثل هری پاتری


- مرگ برای یک آدم فرهیخته یک ماجراجویی تازست.

۲-مثل جن های خونگی خرمالی کردم.

۳-موسیقی چیزی فراتر از جادوست.

۴-یک روز اسنیپ برای هری یک آذرخش خرید.

۵-اگر روزی اسنیپ راضی می شد هری را به فرزند خوندگی قبول کنه،در کلاسهاش هم سختگیری نمی کرد.

۶-وقت مثل یک کیسه پر گالیونه.

۷-ساحر ه هاي متول ماه مي با ماگل ها ازدواج مي كنن.

۸-طلسم هاي دم صبح تو نيمه شب خراب مي شت.

۹-ولدمورت ميتونه زودتر از سوروس اسنيپ وقتي شامپو ميبينه فرار كنه

کاریکاتور هری پاتری





تصویرتصویرتصویر

تصویرتصویرتصویر






مستندی که ایران برعلیه هری پاتر ساخت


بعد از مستندی که ایران برعلیه هری پاتر ساخت و نمایش گذاشت همه ی طرفداران این کاراکتر شجاع به این نتیجه رسیدند که رولینگ نویسنده ی این کتاب در آخر کتاب خود از مقامت ایرانی عذر خواهی می کند که بر اساس آنچه آن ها دلشان می خواسته پیش نرفته به همین دلیل ما به رولینگ پیشنهاد میکنیم که: 



کتابی جدید نوشته و درآن علاوه بر عذر خواهی از مقامات ایرانی 


1-اعلام کند که هری پاتر مسلمان شده و پس از ازدواج با همسر خود به مکه سفر کرده 


2- هری پس از مسلمان شدن نام خود را محمود گذاشته(حاج محمود پاتر یا همون حاج هری خودمون) 


3- اعلام کند که دامبلدوردر هنگام مرگ از این که همجنس گرا بوده پشیمان گشته و از خدا طلب مغفرت کرده. 


4-این را هم بگوید که ولدومورت اسرائیلی بوده و هری و دیگران به همین خاطر با او می جنگیدند. 


5.-یاد آور شود که عدد صندوق پستی هری پاتر و این چرت و پرت ها به طور اتفاقی بوده و در آن هیچ قصد و غرضی وجود نداشته. 


6-اعلام کند که اسنیپ را الیاس گول زده تا به ولدومورت بپیوندد. 


7-دراکو پس از آن که تغییر کرده به پیش هری رفته و از او نحوه ی مسلمان شدن را پرسیده. 


8- افراد بد دیگری که زنده ماندند به کلیسا رفته و پس از روشن کردن شمع پیش کشیش رفته و اعتراف کرده اند. 



9- و در آخر پس از معذرت خواهی دوباره وگفتن چیزهای بسیار دیگر که مساوی با هفتاد من کاغذ می شود بگوید که همینه که هست میخواهید کتاب هایم را بخوانید نمی خواهید برید کتاب در سرزمین جادو را بخوانید.(کتاب جادو کتابی است برای گروه سنی ب که در سرزمین جادوها دخترکی نماز خوان با افراد بد با ذکر های خدا می جنگد.


Severus Snape

Severus در لاتین به معنی « stern » ( سخت و محکم / عبوس ) هست ؛ درست مثل شخصیت اسنیپ ! و ریشۀ واژۀ انگلیسی « severe » ( به معنی « سختگیر » ) .

رولینگ گفته نام خانوادگی Snape  رو از نام یک دهکدۀ انگلیسی برداشته که در Suffolk  واقع شده . غیر از اون دهکدۀ دیگری هم در یورکشایر هست به همین نام که توسط امپراتور Septimus Severus بازسازی شده . Snape   همچنین یک فعل در زبان انگلیسی هست که معنی ش می شه « سرزنش و توبیخ کردن ؛ گوشمالی دادن » و از یه واژۀ قدیمی اسکاندیناوی گرفته شده که معنی ش « عصبانی شدن ، غضب کردن ؛ متعهد نبودن ، ... » هست .

پروفسور اسنیپ در داستان هری پاتر با نام های دیگری هم شناخته شده :

_ Half-Blood Prince : شاهزادۀ دو رگه . لقبی که خودش در دوران تحصیلش در هاگوارتز ، برای خودش انتخاب کرده بود . اسنیپ یه دو رگه بود ؛ یعنی مادرش ساحره و پدرش ماگل ( غیر جادوگر ) بودن . اون به شدت از پدرش متنفر بود و بنابراین نام خانوادگی مادرش آیلین پرینس (Prince) رو به عنوان قسمتی از اسم مستعار جدیدش انتخاب کرد که به معنی شاهزاده س . 

_ Snivellus  : به معنای « دماغو و فین فینو » ( از حضور روح بزرگوار پروفسور اسنیپ عذر می خوام واقعا ) . اسمی بود که گروه غارتگران ( the Marauders ) یعنی جیمـز پاتـر و دوستاش ، مطابق با آهنگ نام اصلی ش سِـوِروس ، روی او گذاشته بودن و اینم یکی از راههای مسخره کردن اسنیپ بود ! 

_ Sev : لی لی اونز ( مادر هری پاتر ) در دوران تحصیلشون در هاگوارتز معمولا او رو با این اسم صدا می کرد .

_ That awful boy: « اون پسرۀ وحشتناک ! » . پتـونیا دورسلی ، خواهر لی لی ، اسنیپ رو اینطور خطاب می کرد . چون پذیرفته نشدنش در مدرسۀ جادوگری هاگوارتز رو  بی دلیل ، به اسنیپ ربط میداد و به اون و خواهر خودش _لی لی_ حسودی می کرد .

قــدح اندیشــه

Pensieve یا « قدح اندیشه » شیئی هست که برای مرور خاطرات به کار میره . ظاهرش مث یه تشت سنگی کم عمقه که کنده کاری هایی در چند ردیف و نمادهای عجیب و غریبی در اون به چشم می خوره . از ماده ای نقره ای رنگ پر شده که در ظاهر چیزی بین مایع و گاز ابر مانند هست ؛ در واقع خاطرات گرداوری شدۀ افراده که این خاطرات رو دوباره به یاد آوردن و توی قدح ریختند . خاطرات می تونن از دیدگاه شخص سوم هم بازبینی بشن . ( مث هری که خاطرات افراد مختلف رو بدون اینکه در زمان وقوعشون حضور واقعی داشته باشه ، بازبینی کرد ) .

اولین بار هری پاتر در سال چهارم تحصیلش در هاگوارتز و طی جریان « مسابقۀ سه جادوگر » تونست قدح اندیشه رو ببینه و خاطرات مربوط به دادگاه مرگ خواران رو در اون شاهد باشه . بعد از اون جریان دست انداختن پروفسور اسنیپ توسط پدرش و بقیۀ غارتگران رو در دوران نوجوونی و تحصیلشون در هاگوارتز ، در قدح دید . سپس چندین بار به همراه پروفسور دامبلدور ، در سال ششم تحصیلش در هاگوارتز ، خاطراتی از افراد مختلف رو در قدح دیدن که مربوط به زندگی تام ریدل و افکارش بود . در نهایت ، در جریان نبرد هاگوارتز و پیش از اتمامش ، هری خاطرات اسنیپ رو پس از مرگش در قدح اندیشه دید و به وفاداری اسنیپ به دامبلدور و محفل ققنوس پی برد ... همچنین به بسیاری امور خصوصی مربوط به زندگی اسنیپ و مهم تر از همه به نقش خودش در نبرد نهایی و رویارویی با ولدمورت ... و همین کمکش کرد تا راه درست تر رو برای پایان دادن به این خشونت ها و تباهی ها پیدا کنه .

به نظر میاد Pensieve واژه ای ترکیبی باشه از کلمات pensive ( به معنای متفکر یا محزون ) و sieve ( به معنای غربال و الک ) . واژۀ نخست اصل و ریشۀ فرانسوی داره که اون هم از زبان لاتین برگرفته شده ، به صورت « pensare » که معنی ش می شه « اندیشیدن ، سنجیدن ، تقکر » و در انگلیسی رایج هم به معنای « اندیشمند و متفکر » یا « بازتابنده ، وابسته به طرز تفکر » هست . بدین ترتیب pensieve بهمون امکان مرتب کردن اندیشه ها یا خاطرات رو میده .

* از یه طرف ، چه رولینگ این قصد رو داشته و یا نه ، pensieve شبیه واژۀ "Pevensie," هست که در مجموعه کتابهای 7 گانۀ سی. اس. لوئیس _ « ماجراهای نارنیا » _ نام فامیل مهم ترین خانوادۀ ماجرا به شمار میره

بیا با اسلیترین بیشتر اشنا بشیم...

Slytherin یکی از گروه های چهارگانه مدرسه علوم و فنون سحر و جادوی هاگوارتزه که به طور معمول دانش آموزای این گروه رفتارهای مزورانه و جاه طلبانه از خودشون بروز میدن . جانور نشونه ی این گروه مار هست و رنگهای اون هم سبز و نقره ایه . توسط سالازار اسلیـترین بنیان گذاری شده و اغلب دانش آموزاش اصیل زاده اند ، چون سالازار به جادوگرا و ساحره های غیر اصیل ( به قول خودشون گند زاده ) اعتماد نداشت . این گروه شهرت منفی داره و برمبنای ادعاهای زیادی منبع جادوی سیاه در بریتانیا محسوب میشه _ به ویژه به دلیل شهرت تام مارولو ریدل ( ولدمورت ) و بسیاری از مرگ خوارانش  _ . اسلیترین رقابت دیرینه و تاریخی با گروه گریفندور داره و عنصر حاکم بر اون آب هست .

اسلیترینی ها تمایل دارن که جاه طلب ، موذی ، زیرک ، رهبران قدرتمند و مورد مطلوب همه باشن . همچنین حس شدیدا فزاینده ای در مورد محافظت از خودشون دارن . معنی ش اینه که اسلیترینی ها تمایل دارن پیش از انجام هر کاری در موردش تامل کنند . بنابراین همه ی نتایج ممکن رو پیش از تصمیم گیری برای این که چه کاری باید انجام بدن ، سبک سنگین می کنن .

اون طور که دامبلدور گفته ، ویژگی هایی که سالازار اسلیترین در دانش آموزان برگزیده ش بهشون بها میداد شامل ذکاوت ، کاردانی ، اراده و بی اعتنایی قطعی نسبت به قوانین می شه . دامبلدور خاطر نشان کرده بود که همه ی این ویژگی ها رو هــری پـاتر هم _ با این که در گریفندور بوده _ داشت .

کلاه گروه بندی ادعا می کنه اصیل زادگی یک فاکتور در گزینش دانش آموزان اسلیترین هست . به نظر میاد که کلاه گروه بندی تصمیماتش رو بیشتر بر اساس دیدگاه های اعضاش اتخاذ می کنه تا اینکه یه آزمون دقیق از پیشینه ی خانوادگی دانش آموزا بگیره .

بین اسلیترین ها دورگه هم هست اما همون طور که اسکبــیور _ یکی از قاپ زن ها _ به شکل توهین آمیزی اشاره کرد به ندرت به چشم میان . نمونه های مشخصی از دانش آموزای دورگه ی اسلیترینی وجود داشته اند ؛ مثل تام مارولو ریدل و سـٍـوروس اسنیپ . هری پاتر هم نزدیک بود توی این گروه بیفته اما در عوض وارد گریفندور شد . غیر از این دانش آموزای اصیل زاده ی دیگه ای هم بودن که در گروه هایی به جز اسلیترین افتادن ؛ مث خانواده ی ویزلی ، سیریوس بلک ،‌نویل لانگ باتم و جیمز پاتر که همه شون عضو گریفندور بودن . ارنی مک میلان هافلپافی بود و از سوی دیگه موراگ مک دوگال و استیون کورن فوت در ریونکلا قرار گرفتند .

برخلاف خواسته های دیگر بنیانگذاران هاگوارتز، سالازار خواهان مقررات سخت تری برای پذیرش در مدرسه بود که یکی از اون ها محدودیت سفت و سخت برای ورود فقط دانش آموزان اصیل زاده بود . این امر ظاهرا منجر به بحث و ستیزی شد که سالازار رو به ترک مدرسه و باقی گذاشتن حفره ی اسرار سوق داد . هزار سال بعد هنوز هم دانش آموزای هاگوارتز دیدگاه های مشهور سالازار رو بین خودشون لحاظ می کنن و تمایل به اصیل زادگی به نظر میاد بیشتر بین اسلیترین ها معمول باشه تا باقی افراد گروه ها .

مجادله بر سر اصیل زادگی که باعث از بین رفتن پیوند دوستی بین سالازار و گودریک گریفندور شد ، دلیل اصلی دشمنی میان افراد این دو گروه هم هست که بیش از دیگر گروه ها با همدیگه رقابت و ستیز دارن . این دو گروه بیشتر در مسابقات کوئیدیچ و بردن جام گروه ها (‌در آخر هر سال ) با هم رقابت می کنن . پیش از ورود هری به هاگوارتز در سال 1991 ، هفت سال پی در پی اسلیترین جام گروه ها رو برده بود . همچنین دوستی بین دانش آموزان این دو گروه خیــلی نادر و کمه ؛ بیشتر براشون عادیه که با هم دشمن باشن . این  امر ، به خصوص در فاصله ی زمانی جنگ اول و دوم دنیای جادوگرها به چشم می خورد و در نبرد دوم هیچ اسلیترینی به ارتش دامبلدور ملحق نشد ؛ در حالی که از سه گروه دیگه افرادی در این ارتش حضور داشتن . بعضی اسلیترین ها هم طی نبرد هاگوارتز از مدرسه شون دفاع نکردن و در حالی که تعدادی شون هم به مرگ خوارها پیوسته بودن . به هر حال استثناهایی هم هستن مث سـٍـوروس اسنیپ و لی لی اوَنـز که بهترین دوستای هم بودن تا زمانی که اسنیپ به اون تهمت گندزادگی زد و آرزوی پیوستن به مرگ خوارها رو داشت . همین هم باعث شد لی لی پیوند دوستی شو با اون قطع کنه .

گفته شده که همه ی جادوگرای سیاه _ جادوگرای خبیث _ اسلیترینی بوده اند البته به جز پیتر پتی گرو و کوئیرل . اگرچه در مورد تعداد این افراد ، پیش از اینکه تام ریدل شروع به جمع کردن مرگ خوارها بکنه ، چیزی گفته نشده . چون خودش هم به اسلیترین تعلق داشت بالطبع یارگیری از بین افراد هم گروهش خیلی خیلی براش آسون تر بود .

 امکان این که کلاه گروه بندی هر کسی رو که سوء نیت داشته باشه در اسلیترین قرار بده هم هست ؛ صرف نظر از این که اون فرد زیرکی و جاه طلبی داشته باشه یا نه . وینسنت کراب و گرگوری گویل به طرز اعجاب آوری احمق و فاقد درایت بودن اما در این گروه قرار گرفتن . به هر صورت باید اشاره کرد اسلیترینی هایی هم بوده ن که با جادوی سیاه و تبعیض بر اساس اصالت خون مخالف بودن ؛ مث هورس اسلاگ هورن و آندرومـدا تانکس ( مادر نیمفادورا ) . آندورمـدا با جادوگرای خبث زیادی نسبت فامیلی داشت که مشهورترینشون خواهرش بلاتریکس ، شوهر خواهرش لوسیوس مالفوی ( شوهر اون یکی خواهرش یعنی نارسیسا بوده ) و خواهر زاده ش دراکو بودن . اما وقتی با یه مشنگ تبار _ یعنی تد تانکس _ ازدواج کرد ، به خونواده ش پشت کرد . همچنین وقاداری اسنیپ که نهایتا نسبت به دامبلدور بود ، برای انجام وظیفه ش در نقش یه جاسوس سه جانبه و به نفع محفل ققنوس بود . وانگهی جادوگرای خبیث در گروه های دیگه ای هم بودن مث پیتر پتی گرو که  جیمز و لی لی پاتر رو به ولدمورت لو داد و در گریفندور بود .

زیرکی و جاه طلبی رو می شه خیلی راحت به داشتن سوء نیت تعبیر کرد در صورتی که این صفات ذاتاَ بد و منفی نیستن . چه بسا شجاعت ، ذکاوت و وفاداری هم می تونن به سادگی به ویژگی هایی منفی تبدیل بشن . یک دلیل برای این که اسلیترین ها کمتر مورد توجه قرار می گیرن شاید اینه که به زندگی خودشون بیش از بقیه بها میدن . وقتی هری می خواست فرار کنه ، چون حضورش جون دوستاشو به خطر می نداخت فینـیاس نایجـلوس اونو دید و بهش گفت : " ما اسلیترینی ها شجاعیم ، بله ؛ اما احمق نیستیم . مثلا وقتی امکانش باشه ما همیشه به نجات جون خودمون فکر خواهیم کرد " . گرچه استثناء هایی هم برای این قانون وجود داره مثل اسنیپ که هری در موردش گفته : " او اسلیترینی بود و .. شاید شجاع ترین فردی که من می شناختم . " و نیز رگیولس بلـک که جون خودش رو در راه تلاش برای نابود کردن یکی از جان پیچ های ولدمورت از دست داد .

در حقیقت با اینکه بسیاری از جادوگرای شرور اسلیترینی هستن اما بیشتر اسلیترینی ها بد و خبیث نیستن و تعداد کمی از حامیان ولدمورت از گروه های دیگه م بوده ن . در طی نبرد هاگوارتز وقتی دانش آموزای اسلیترینی مدرسه رو پیش از شروع جنگ ترک کردن ، تعدادی شون به همراه نیروهای کمکی هاگزمید برگشتن و با این که ولدمورت در "شیون آوارگان "‌پیغام داده بود خیلیاشون برای پیوستن به او آمده ن ؛  به نیروهای هاگوارتز پیوستند تا علیه ولدمورت و مرگ خوارهاش بجنگن

ریچارد گریفیث در گذشت (خبر فوری)

ریچارد گریفیث ، یکی از مشهورترین بازیگران بریتانیا، از عوارض پس از عمل جراحی قلب در گذشت

Richard Griffiths (right) plays Uncle Monty alongside Richard E Grant as Withnail in the cult classic Withnail and I

رادکلیف، که با گریفیث در مرحله بازی Equus بود، گفت: " ریچارد در کنار دو تا از بهترین کارهای زندگی ام بود

http://www.starwarsautographcollecting.com/Autographs/HarryPotter/RichardGriffiths.jpg

http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRCDqpwTVxnIVwKB5eHg3hi8IDgORKbiX1n0v8tmAcSHiKqjvWy

http://www.reviewstl.com/wp-content/uploads/2009/07/vernon1.jpghttp://t0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRTADlgWKzeyxaWHluWNkz3jytffXxcTheNxy-EvSr-w0cE17O7


گریفیث روز گذشته در بیمارستان دانشگاه کاونتری و Warwickshire درگذشت.

تصاویری جالب از مقایسه سوپر استار های فیلم هری پاتر با دوران جوانی شان    

این تصاویر مربوط میشود به مقایسه ی بازیگران بر جسته ی فیلم هری پاتر همچون بازیگران در نقش البوس دامبلدور ،پروفسور مک گونگال،ولدومورت و....
برای خودم که واقعا جاب بود نظر شما نیز بسیار گران قدر است ، میتوانید این تصاویر را در ادامه مطلب مشاهده کنید. لطفا نظرات خود را نیز بیان کنید.

لونا لاوگود

بازیگر لونا لاوگود اخیرا یک مصاحبه داشته است که در آن از جزئیات اتفاقات سال گذشته اش که برنده نقش دختر عجیب و غریب ریونکلایی شد صحبت هایی کرده است. خواه نا خواه او و لونا با هم شباهت هایی دارند، ایوانا در این مورد می گوید:
"بله، شباهت هامون بیشتر از این حرفهاست. سلیقه مون تو لباس پوشیدن خیلی به هم شبیه هست. من افتخار میکنم و خیلی خوشحالم که لباس های اون رو می پوشم و فکر میکنم که اون هم لباس های من رو می پوشه. به عقیده من اگر احتمالات رو به جای موانع در نظر بگیریم، هر چیزی امکان داره. لونا اعتقادات عجیب و غیر معمولی داره که هیچ احتیاجی به دلیل و پایه حقیقی ندارن و تا زمانی که من باهاش همفکر نشدم، فکر میکنم اون داره به ما نشون میده که تا بهش دلیل و مدرک قوی نشون ندید، اون هیچ چیزی رو دروغ فرض نمیکنه و باورش میکنه مگر اینکه خلافش بهش ثابت بشه. هیچ مدرکی دال بر وجود اسنورکک های شاخدار وجود نداره اما هیچ مدرکی هم نیست که بگه اونها وجود ندارن، به همین دلیل اون باورش میکنه. فکر میکنم بزرگترین تفاوت بین ما اینه که من بیشتر بلند پرواز هستم و باعث میشه آدم عصبی بشم. لونا خیلی آزاد هست و به نظر میرسه به آهستگی داره زندگی ش رو سپری میکنه، و با هر چیزی که جلوش قرار بگیره مقابله میکنه. من هدف های بیشتری دارم پس متعاقبا استرس ها و نگرانی ها بیشتری هم دارم. به گمانم این دلیل این هست که من خیلی زیاد لونا رو دوست دارم. اون خودش رو مجبور نمیکنه که به چیزی دست پیدا کنه و موفقیتی کسب کنه یا خودش رو به زور راضی و خشنود نشون بده و خیلی فوق العاده هست و حد تعادل یک انسان است که هر کسی میتونه مثل اون باشه. اون میدونه نگران بودن فایده ای نداره برای همین میانه روی میکنه و واقعا تحسینش میکنم.

اسنیپ خوب است یا بد جنس؟

اسنیپ خوب است یا بد جنس؟ این دومین سوالی است که از طرفداران مجموعه هری پاتر پرسیده شده است و حالا در دومین سوال برنامه "به زودی هفت خواهد بود" اسکلاستیک گنجانده شده است. این ناشر امریکایی وب سایت خود را با دو سوال از کتاب هفت شروع کرده است تا به روز انتشار آن یعنی 31 تیر برسیم.
شما هم می توانید پاسخ خود را این سوال در اینجا مطرح کنید.
گزینه ها به این ترتیب است:
- خوب است و هنوز برای محفل ققنوس جاسوسی می کند.
- خوب است ولی رفتارش مثل ولدمورت است.
- بدجنس است و از اول جاسوس ولدمورت بوده است.
- بدجنس است ولی فقط به خاطر اینکه ولدمورت برگشته است.
این سایت یک پوستر برای کتاب دوم هم منتشر کرده که در اینجا می توانید ببینید. (توجه داشته باشید که فایل PDF است. برای دانلود آن، روی لینک کلیک راست کنید و Save Target As را انتخاب کنید.) طراحی های ماری گرند پری هم در اینجا ببینید.

راجع به ارتش دامبلدور چی میدونی؟؟؟؟

این سازمان که برای نخستبین بار در کتاب "هری پاتر و محفل ققنوس" و به دست گروهی از دانش

آموزان و در راس آن‌ها هری پاتر تأسیس شد سازمانی برای آموزش دفاع شخصی به اعضای آن

است. علت اصلی ایجاد آن روی کار آمدن معلمی نالایق به نام دلورس آمبریجبرای درس دفاع در

برابر جادوی سیاه بود.در واقع هدف آ ها این بود که از آموزش بهتری در این درس برخوردار باشن تا در

صورت لزوم از هاگوارتز در برابر مرگ خواران محافظت کنند.پاتوق آن ها یا محلی که در آن دوهم می

آمدند اتاق ضروریات هاگوارتز بود.

نام این سازمان به افتخار آلبوس دامبلدور و توسط جینی ویزلی انتخاب شده است اما خود شخص

دامبلدور هیچ نقشی در آن نداشته است.در کتاب هفتم و آخر، هری پاتر و یادگاران مرگ، اعضای

ارتش دامبلدور نقشی فعال در نبرد هاگوارتز و بیرون نگه داشتن ولدمورت از مدرسهٔ هاگوارتز داشتند.

اعضا:

هری پاتر،رونالد ویزلی،هرمیون گرنجر،فرد و جرج ویزیلی،نویل لانگ باتم،جینی ویزلی،چو چانگ،لونا

لاوگود،لی جوردن،لاوندر براون،سوزان بونز،کتی بل،هانا آبوت،تری بوت،مایکل کرنر،کالین و دنیس

کریوی،آلیشیا اسپینت،دین توماس،ماریتا اجمکوب،سیمون فینیگان،زاخاریس اسمیت،جاستین فینچ

فلچلی،پادما و پروتی پتیل،ارنی مک میلان،آنجلینا جانسون و آنتونی گلداستاین.


پرونده:Ad hp.jpg

یادگاران مرگ

یادگاران مرگ نام سه شی جادویی می باشد که عبارتند از:چوبدستی شکست ناپذیر, سنگ زندگی مجدد و شنل نامرئی.

یادگاران مرگ در واقع نام داستانی از کتاب «افسانه‌های بیدل قصه گو می‌باشد. داستان از این قرار است که سه برادر هنگام رسیدن به رودخانه‌ای عمیق با استفاده از جادو پلی می‌سازند. مرگ که همیشه شاهد سقوط افراد به رودخانه و مرگشان بوده از حیلهٔ برادران خشمگین می‌شود و از این رو تصمیم می‌گیرد خود با حیله‌ای انتقام گیرد. او از سه برادر به خاطر ذکاوتشان تشکر می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد که هرکدام یک آرزو بکنند. بردار اولی و بزرگتر خواستار چوبدستی ای می‌شود که در هیچ دوئلی شکست نخورد. برادر دومی خواستار سنگی می‌شود که با آن بتوان مردگان را زنده کرد و برادر سومی خواستار چیزی شد که با آن مرگ نتواند او را تعقیب کند. مرگ از درخت یاس کبود چوبدستی و از رودخانه سنگ را به دو برادر داد و شنل خود را نیز به برادر سوم داد. برادر اولی به دهکده‌ای رفت و بعد از دوئلی موفق پیش همه از چوبدستی خود گفت. همان شب شخصی به بالین وی آمد او را کشت و چوبدستی را برداشت. برادر دومی به وسیلهٔ سنگ روح دختری را که دوست می‌داشت و مرده بود را حاضر کرد و از شوق پیوستن به او خود را کشت. اما برادر سومی با شنل سال‌ها از دست مرگ گریخت تا این که به کهن سالی رسید و خود تسلیم مرگ شد.

پرفسور آلبوس دامبلدور در تفسیر این داستان می‌گوید:

((پیام این داستان این است که فرار از مرگ محکوم به شکست است.کدام یک از ما در صورت مواجه با چنین رویدادی تواضع و ذکاوت برادر سومی را نشان می‌دهیم؟))


یادگاران مرگ به شکل یک مثلث که در داخل آن یک دایره و وسط آن دایره یک خط عمودی است ترسیم می‌شود و بر سنگ قبر لیلی و جیمز پاتر پدر و مادر هری پاتر حک شده‌اند. این علامت را نیز زینوفیلیوس لاوگود به گردن می اندازد. هرکس که هر سه یادگار را گرد آورد نیروی او نامنتهی است و ارباب مرگ می‌شود.

در کل علامت یادگاران مرگ از جمله اسرارآمیز ترین علامت‌های دنیای جادو می‌باشد.

10 نکته ی جالب که ممکن است درمورد مجوعه ی هری پاتر ندانید!


۱۰- جالب است بدانید که قرار بوده در دنیای هری پاتر از جغدها به عنوان اصلی ترین وسیله ارتباطات استفاده شود، اما از آنجایی که در برخی کشورها جغدها نماد بدشانسی و پیام آور مرگ محسوب می‌شوند از این کار صرف نظر شد.

۹- شما می‌دانید اسامی ‌جادوگری در تاریخ هری پاتر از کجا می‌آیند؟! آنها از یک فرهنگ گیاه شناسی به نام گیاه شناسی کامل Culpeper گرفته شده اند.

۸- در اسم قانونی نویسنده کتاب ها یعنی جی. کی رولینگ حرف K وجود ندارد، او آن را از اسم مادربزرگش «کاتلین» گرفته و در کتاب هایش آورده که نظر خواننده های مرد را نیز جلب کند.


۷- حیوان مورد علاقه رولینگ در سری کتاب های هری پاتر سیمرغ است، پرنده قربانی شده که وقتی ۵۰۰ ساله یا ۱۰۰۰ ساله می‌شود در آتش می‌سوزد و از آن یک سیمرغ جوان و جدید بیرون می‌آید.
۶- تولد هری و رولینگ در یک روز است ۳۱ جولای اما در سال های متفاوت!

۵- شما می‌دانید که چرا موضوع اصلی داستان های هری پاتر مرگ است؟ چونکه مادر رولینگ در اثر بیماری از بین رفتن سیستم عصبی درگذشت و مرگ او نویسنده را به شدت تحت تاثیر قرار داد.
۴- جی. کی رولینگ اولی شخصی بود که از راه نوینسدگی بیلیونر شد.

۳- Dementors به طور اساسی نمایش دهنده افسردگی و پریشانی هستند و تنها چیزی که می‌تواند از اثرات آن بکاهد شکلات است. آنها در سری کتاب های هری پاتر مرگ آور، جادویی و به صورت موجوداتی شبح وار و مرده به تصویر کشیده شدند.
۲- اسم مدرسه هری  “HOGWARTS” اسم گیاهی است که رولینگ در باغ های Kew نیویورک دیده است.
۱- این کتاب هری پاتر تنها کتابی است که به ۶۷ زبان مختلف دنیا ترجمه شده است.

با گریفیندور اشنا شویم


گریفیندور یکی از گروه های چهارگانه در هاگوارتز در مجموعه داستان های هری پاتر است که ویژگی های آن به این صورت می باشد:

  • رئیس: پروفسور مینروا مک گونگال
  • رنگ: قرمز و طلایی
  • حیوان: شیردال
  • موسس: گودریک گریفیندور
  • روح: سرنیکلاس دو میمسی پورپینگتون (نیک سربریده)
  • ویژگی خاص: گریفیندوری ها در شجاعت و تفکر به جا معروف هستند
  • مکان: برج گریفیندور در طبقه هفتم واقع است .محل ورود به این برج در پشت قاب بانوی چاق که لباس صورتی بلندی پوشیده است قرار دارد. اگر رمز ورود درست را به او بدهید قاب می چرخد و ورودی برج نمایان می شود.

در سالن عمومی تعداد زیادی میز و صندلی و یک بخاری دیواری وجود دارد.شومینه ی این مکان به شبکه پودر پرواز متصل شده است ولی چون در تمام اوقات روز شبکه ی پرواز شلوغ است، گریفیندوری ها ترجیح می دهند که با جغد با خانواده هایشان تماس بگیرند. در این سالن یک تابلوی اعلانات نیز وجود دارد که در آن اعلامیه های گوناگونی از جمله تاریخ بعدی سفر به هاگزمید، دانش آموزانی که می خواهند کتابهای بقیه را بخرند یا عوض کنند و بچه هایی که به دنبال کارت های شکلات قورباغه ای می گردند وجود دارد. در این سالن دو راه پله نیز وجود دارد: راه پله پسران که به هفت خوابگاه پسرها (هر یک برای یک سال) و راه پله دختران که به هفت خوابگاه دختران (هر یک برای یک سال) راه دارند. راه پله دختران طوری جادو شده که اگر پسری از پله ها بالا بیاید، شکلش به طور موقت به یک سرسره سنگی تبدیل می شود و او را به پایین پله ها می فرستد. بنا بر کتاب تاریخ هاگوارتز، مؤسسان باور داشتند که دختران قابل اعتمادتر از پسران هستند به همین دلیل این جادو فقط برای راه پله دختران مؤثر است و برای راه پله پسران، جادویی در نظر گرفته نشده است. هر یک از خوابگاه ها به صورت یک اتاق دایره ای شکل است که پنجره هایش به سوی محوطه ی هاگوارتز باز می شود و دارای تخت های پرده دار می باشد.تیم کوییدیچ گریفیندور برای اولین بار بعد از 1984 جام کوییدیج را در سال تحصیلی 1994-1993 برد. آنها در سال 1996-1995 نیز موفق به انجام این کار شدند. رنگ رداهای این تیم قرمز است.

بعضی از اعضای شناخته شده این گروه:

هری پاتر - رون ویزلی - هرمیون گرنجر - جینی ویزلی - جرج و فرد ویزلی - نویل لانگ باتم - سیموس فینیگان - دین توماس - پروتی پتیل - برادران کریوی - آلبوس دامبلدور - جیمز پاتر - لیلی اوانز - سیریوس بلک - ریموس لوپین - اولیور وود



بیوگرافی اما واتسون


 
زندگی نامه اما واتسون

نام شناسنامه ای:
اما شارلوت دوئر واتسون (Emma Charlotte Duerre Watson)

نام کوچک (Nickname): ام


زندگی نامه:اما شارلوت دوئر واتسون در آکسفورد (آکسفوردشایر) انگلستان در 15 آوریل 1990 (26 فروردین 1369) به دنیا آمد. در مدرسه نقش های زیادی را بازی کرده است مثل "آرتور: سال های جوانی" و "شاهزاده خوشحال". به علاوه این بازی ها، اما در بسیاری از مدرسه ها، "مسابقه شاعری دیزی پرات " را هم انجام داده بود، که در آن نفر اول شد در صورتی که فقط هفت سال سن داشت. هری پاتر و سنگ جادو (سال 2001) اما را جهانی کرد. رقابت با دخترانی که خواستار نقش هرماینی (هرمیون) گرنجر بودند، و امایی که اصلا انتظار نداشت برای این نقش انتخاب شود، سرنوشت وی را تغییر داد.
جدا از عالم سینما، اما از بازی هاکی خیلی لذت می برد و به بحث و گفتگو هم علاقه خاصی دارد. موهای اما قهوه ای است. ولی رنگ موی طبیعی اش بلوند است. او در یکی از جشن های هالووین لباس ساحره ای را پوشیده بود و اصلا فکرش را هم نمی کرد که چند سال بعد باید نقش دختر ساحره ای را در هری پاتر بازی کند. نام والدین او ژاکلین و کریس است. هر دوی آنها وکیل هستند و از هم جدا شده اند. اما با مادر و برادر کوچکترش آلکس زندگی می کند. الگوی او در بازیگری جولیا رابرتز، گولدی هاون، جان کلیز و سندرا بالک است.

بیوگرافی روپرت گرینت



 
زندگی نامه روپرت گرینت
رون ویزلی

نام شناسنامه ای:
روپرت الکساندر لوید گرینت (Rupert Alexander Lloyd Grint)


زندگی نامه:روپرت الکساندر لوید گرینت در 24 آگوست 1988 (3 شهریور 1367) در هرتفوردشایر انگلستان به دنیا آمد. وی قبل از حضور در مجموعه مشهور جادوگری هری پاتر، تنها یک برنامه نمایشی در مدرسه اش بازی کرده بود. وی وقتی خبر آزمون بازیگری برای فیلم سینمایی هری پاتر و سنگ جادو (سال 2001) را شنید، تصمیم گرفت تلاش خود را برای این آزمون بکند و در آن شرکت کند.
بر خلاف دیگر بچه هایی که برای این آزمون شرکت کرده بودند، روپرت یک نوار ضبط شده از خودش که در آن یک شعر به سبک هیپ هاپ بود و رونالد ویزلی را معرفی میکرد برای آزمون ارسال کرد و بعد انتخاب شد. هری پاتر و سنگ جادو (سال 2001) تاثیر شگرفی در معرفی و جهانی شدن روپرت داشت. وی تا به امروز در حال بازی در این سری فیلم ها است.
موهای روپرت قرمز است. یک برادر و سه خواهر دارد. درس محبوبش در مدرسه شیمی است. گیتار هم می نوازد. ورزش مورد علاقه او فوتبال است. در بین بازیگران به جیم کری علاقه دارد. و فیلم محبوبش هم شرک و ... است